تاریخ امروز:29 November, 2020

بیوگرافی امیرحسین اصلانیان؛ مهاجم تنومند و تکنیکی پرسپولیس که به اوج نرسید!

روزهای اول زندگی

امیرحسین اصلانیان، متولد 25 آذر 1358 در تهران است. او بازیکن سابق تیم هایی چون نیروی زمینی، پرسپولیس، پیکان و داماش گیلان است.

دوران ابتدایی فوتبال

اصلانیان ورزش را ابتدا در رشته کاراته آغاز کرد و در سال 1372 با تیم ملی کاراته، مقام ششم جهان را به دست آورد. در ادامه در حدود سال 1375 به فوتبال، علاقه پیدا کرد و در دوران خدمت سربازی، فرصت بازی در تیم فوتبال نیروی زمینی را به دست آورد. جلال چراغپور، مربی این تیم، سهم بزرگی در رشد و موفقیت امیرحسین داشت. اصلانیان از سال 1376 تا اوایل سال 1379 در تیم نیروی زمینی توپ می زد و طی مسابقه ای بین تیم ملی جوانان و نیروی زمینی، جلال طالبی، بازیش را پسندید و مدتی بعد، با تایید علی پروین، راهی پرسپولیس شد.

دوران فوتبال

حضور اصلانیان در پرسپولیس همزمان با بازی چندین مهاجم خوب دیگر در این تیم بود و خب، آن قدرها که باید، به او بازی نمی رسد، ولی با این حال، او در 8 دربی عضو پرسپولیس بود و در 4 دربی هم به میدان رفته است. حتما پشت باروهای دیدنی او از دوران حضورش در پرسپولیس را به یاد می آورید. در دیدار جنجالی سال 79 که با درگیری بازیکنان و محرومیت 57 ماهه تعدادی از نفرات انجامید، امیرحسین جزو نیمکت نشینان پرسپولیس بود و موقع درگیری رافت و برومند، مشغول گرم کردن بوده که به خاطر اتفاقات بازی، فرصت حضور در زمین را پیدا نمی کند. خودش در مصاحبه ای، این طور تعریف می کند:

لیگ 79 آن بازی که بین رافت و برومند دعوا شد، من تنها کسی بودم که بلند شدم گرم کنم. آن زمان مثل الان همه جا دوربین نبود، داشتم گرم می کردم که یک نارنجک درست جلوی پایم انداختند ولی نترکید. من هم جوان 19 ساله ای بودم که عقلم نکشید و با پا زدم که نارنجک از محوطه گرم کردن من دور شود! همین باعث شد منفجر شود ساق پایم سوخت، قلم بندم کاملا سوخت، احساس می کردم از زانو به پایین کاملا بی حس شده ام. ولی از آنجایی که علی پروین صحبت کرده بود که داخل زمین رفتی این کار را بکن، آن کار را بکن، من با وجودی احساس می کردم پایم فلج شده به گرم کردن ادامه می دادم و همه چشمم روی نیمکت بود که کی صدایم می کند. یک باره بازی گره خورد و درگیری شد و فرصت نشد داخل زمین بروم.

علی پروین از طرفداران امیرحسین بود، اما در ادامه دلخوری هایی بین آن ها پیش آمد که گویا به دلیل حضور اصلانیان سر تمرین های بگوویچ بوده است. خودش در مصاحبه ای، این طور تعریف می کند:

باید بگم من مقصر نبودم. از این که رفتیم سر تمرین آقای بگوویچ به خاطر این که هر مربی دیگه‌ای بود نمی‌رفتم. دلیلش هم اینه که اواخر فصل 80-81 یعنی بعد از سالی که قهرمان شدیم سال بعد بازی‌ها تو تختی برگزار می‌شد و متاسفانه زمین تختی باعث شد ما دور بشیم از قهرمانی و روز آخر سوم شدیم. من احساس می کردم که دیگه اون جای ثابت 30 دقیقه که همیشه داشتم رو ندارم. بهم پیشنهاد شد رفتم با نماینده فولاد تو هتل المپیک جلسه گذاشتم پیشنهاد 10 برابر پرسپولیس دادن. بعد خورد به زمانی که آقای غمخوار اومدن و غربال می‌کردن که یک سری‌ها برن که ما فهمیدیم. علی آقا جلسه‌ای گذاشت و ما هم رفتیم تو جلسه. آقای پروین اعلام کردن ما با این دارودسته کار نمی‌کنیم و خودتون می‌دونید. من هم گفتم علی آقا خیلی ببخشید اگه کسی اینجا پیشنهاد نداره من با فولاد تموم کردم و دارم می‌رم اهواز، گفت خودت می‌دونی. همین که داشتم کارهام رو می‌کردم، منشی اکبر غمخوار تماس گرفت و آقای غمخوار گفت بیا دفتر من، ما رفتیم دفترشون قبل از این که شروع کنیم گفتن خبر گرفتیم داری میری، گفتم بله من 5 سال پرسپولیس بودم اون‌چه که در توانم بوده گذاشتم. هوادار هم من رو دوست داره من هم اون‌ها رو دوست دارم ولی شرایط جوی تیم شرایط مناسبی برای موندن نیست و تو این سال‌ها پولی به ما ندادن و چک‌ها برگشت خورده. خلاصه گفت که می‌خوام یک چیزی بگم خوشحالت کنم و گفت امسال سال تو هست، مگه نمی‌خواستی با بگوویچ بری اهواز، تو اولین کسی هستی که این خبرو می‌شنوی ما داریم بگوویچ رو میاریم اینجا. من خیلی خوشحال شدم و فکر می‌کردم همه چیز خوب میشه ولی بدبختانه اوضاع به هم ریخت! برای این که روز آخر نقل و انتقالات علی دایی، کریم باقری، عیسی ترائوره، جواد کاظمیان، خدابیامرز مهرداد اولادی و مقداد قباخلو رو گرفتن. حالا خود ما از این طرف رضا جباری، امیرحسین اصلانیان، سهراب انتظاری و علی سلمانی می‌شه 9 تا فوروارد که از این 9 تا قراره یک نفر کنار علی دایی بازی کنه. با افتخار ما هرکدوم بازی می‌کردیم لذت می‌بردیم چون اسطوره فوتبال هست و قرار هم نبود بیرون بشینه و 2 نفر دیگه بازی کنن. یک مشاور فوتبالی نداشتن و رفتن 25 ستاره مدعی بازی رو آوردن که برن تو دل علی پروین و بگن ما این تیم رو قهرمان می‌کنیم. سه بازی پشت سر هم برنده شدیم تا رسید به بازی پیکان که علی دایی دقیقه 18-19 بازی پاش پیچ خورد و بگوویچ من رو برد جاش و متاسفانه بازی رو 2-1 باختیم که اگه یادتون باشه آقای پروین مصاحبه کرده بود که روزهای بد هم میاد و متاسفانه همون هم شد و تنها دلیلش هم این بود که تو هر پست 5 نفر بازیکن. مشکل ما از اینجا شروع شد که علی فهیمی‌راد به موبایل من زنگ زد و گفت علی آقا ازتون خیلی دلخوره از این که رفتید سر تمرین بگوویچ و واقعا هم حق داشت.

در آن دوران که اصلانیان نیمکت نشین شده بود و به دلیل اعتراض به این مساله، حق شرکت در تمرینات را هم نداشت، سانحه ناگواری برای امیرحسین پیش آمد تا شاید برای همیشه پرونده فوتبالش را ببندد. بامداد روز شنبه 25 بهمن ماه 1382، مهاجم وقت پرسپولیس به همراه چند تن از دوستانش در یك اتوموبیل سواری به سمت شهرستان محمود آباد در شمال كشور در حرکت می کرد که به علت خستگی جای خود را به یکی از دوستانش می دهد. یک ساعت بعد در تصادفی هولناک، راننده از دنیا می رود و امیرحسین و دوستانش به بیمارستانی در آمل منتقل می شوند. اصلانیان از ناحیه ران پا به شدت آسیب می بیند. این سانحه باعث می شود امیرحسین نزدیک به 2 سال خانه نشین شود و در بازگشت و حضورش در تیم هایی چون پیکان و داماش، دیگر آن بازیکن جنگده و شوتزن و تکنیکی همیشگی نشود.

اتفاقات مهم زندگی

تصادفی که امیرحسین در سال 82 تجربه کرد، باعث دوری چند ساله اش از فوتبال شد. وقتی هم در نهایت بعد از 3 سال، به زمین چمن برگشت، هیچ وقت نتوانست خاطرات روزهای اوجش را تکرار کند. خودش در مورد بازگشتش به فوتبال در تیم پیکان، این طور گفته است:

پیکان بعد از دورانی بود که در اون تصادف، آسیب شدید پیدا کرده بودم. افسرده گوشه خونه افتاده بودم و نمی‌تونستم راه برم. یک روز تصمیم گرفتم همت کنم و پام رو خودم خوب کنم. مثل یک آدم معمولی رفتم تیم پیکان تست دادم، این از نظر فیزیکی بود و از نظر فوتبالی یک مربی خارجی اومد که دیگه سابقه آدم ها رو نگاه نمی‌کنه و از من خوشش اومد و باهام قرارداد ۳ ساله بستن ولی متاسفانه همون فشار و استرس که تو پرسپولیس برام پیش اومد، آخر فصل باعث شد یک حمله قلبی بهم بشه و خودم، خودم رو زنده نگه داشتم. اون سال پیکان یکی از بهترین سال‌های زندگیم بود به خاطر این که من بازی زنده زیاد کردم، ولی این که مردم دوباره من رو ببینن جلوی استقلال و پرسپولیس هدیه خدا بود و من اونجا احساس کردم به چیزی که می‌خواستم رسیدم.

نقل قول های جالب

در بازی جنجالی 79، امیرحسین جزو نیمکت نشینان بوده و مجال بازی پیدا نکرده، ولی خاطره جالبی از محمود خردبین در مورد آن دیدار تعریف می کند:

درست زمانی که بازی تمام شد و آقای تاتار با ضربه روی کمر یکی از بازیکن های استقلال رفت، بازیکن ها که داشتند درگیر می شدند من کنار آقای خوردبین ایستاده بودم. مات و مبهوت داشتم زمین را نگاه می کردم که یک باره برگشت من را نگاه کرد یک تنه به من زد گفت تو مگر رزمی کار نکردی؟ برو دیگه! ولی خدا را شکر من را شور نگرفت. آن قدر که متعجب شده بودم اصلا در خودم نمی دیدم که وارد دعوای فیزیکی شوم.

الان کجا است و چه می کند؟

اصلانیان از جمله چهره هایی است که بعد از فوتبال، سراغ مربیگری یا سرپرستی یا چنین شغل هایی نیامده و خودش می گوید همین که در فوتبال نیست و خیلی ها را نمی بیند، راضی است. در یکی از مصاحبه هایش هم اعلام کرده ماشین باز حرفه ای شده و مشغول لانچ کردن و به زیر بار بردن توربو است.

حضور در شبکه های اجتماعی

اصلانیان برخلاف حضور در فوتبال، از چهره های فعال شبکه های اجتماعی است. او در اینستاگرام بیش از 1200 پست گذاشته و 201 هزار نفر هم دنبال کننده دارد. می توانید اظهارنظرها و اخبار مربوط به او را از صفحه شخصی اش، دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *