تاریخ امروز:29 November, 2020

بیوگرافی ایرج سلیمانی؛ نورافکن پنجم ورزشگاه اهواز با شوت هایی سرکش و تماشایی

روزهای اول زندگی

زنده یاد ایرج سلیمانی در ۲۴ آذر ۱۳۲۵ در آغاجاری شهر مسجدسلیمان استان خوزستان به دنیا آمد و هافبک سابق باشگاه‌های پرسپولیس و شهباز به حساب می رود. ایرج که تک فرزند بود، جهت تحصیل به دبستان فارابی می رفت و خیلی زود  استعداد ورزشی اش، میان هم سن و سالانش برجسته شد. او به یکی از اعضای ثابت تیم منتخب دبستان بدل شد. خودش به نقل از سایت تخت جمشید، این طور تعریف می کند:

در مدرسه همیشه با افراد بزرگتر از خودمان بازی می کردم و به یاد دارم که  به راحتی  به عضویت تیم منتخب مدرسه فارابی درآمدم.  سالهای ۴۰ -۴۱، خانواده ما به شهر مسجد سلیمان سفری کرد و آنجا جوانی بنام اسماعیل بختیاروند در همسایگی ما باعث معرفی من به باشگاه شاهین مسجد سلیمان شد تا سرنوشتم کاملا تغییر کند.

  آن موقع، با آنکه ۱۵ سال بیشتر نداشتم، داریوش افلاکی (مربی شاهین مسجد سلیمان) بازی ام را پسند کرد و با شوهر عمه ام صحبت کرد تا از آغاجاری به مسجد سلیمان بیاییم این برای من در آن سن و سال یک تجربه زیبا و رویایی بود چون مسجد سلیمان از آغاجاری بزرگتر و باشگاه هایی چون شاهین، تاج و دارایی در آن فعالیت می کردند و فوتبال آن،  حالت نفتی آغاجاری را نداشت و عمومی تر برگزار می شد. برای همین پدر موافقت کرد و من به مسجد سلیمان آمدم.

شادروان سلیمانی در خصوص سال های ابتدایی فوتبالش، این طور ادامه می دهد که:

 تیم بزرگسالان شاهین مسجد سلیمان در کمتر از ۶ ماه، مرا انتخاب کرد و در ادامه به خاطر تشخیص علی دانایی فرد (مربی سابق باشگاه تاج) برای تیم منتخب آموزشگاههای مسجد سلیمان برگزیده شدم. آن روزها علی دانایی فرد به صراحت می گفت روزی ایرج سلیمانی، جای کامبیز جمالی را در فوتبال ایران خواهد گرفت ؛ کامبیز جمالی ستاره دهه 30 و 40 تاج و تیم ملی بود.

 پست من در سیستم ۴ ۲ ۴ آنروزها،  یکی از دو هافبک وسط بود  و  با تیم منتخب آموزشگاه ها در مسابقات قهرمانی کشور حاضر بودم  پس از دوسال بازی در مسجد سلیمان به آغا جاری برگشتم و عضویت باشگاه شاهین آغاجاری را پذیرفتم. راستش را بخواهید این تیم را خودم  در آن سن و سال پایه گذاری کردم! با این حال، به جز من، برادران خواجه پور نیز در تشکیل آن نقش داشتند. در ادامه در سال ۱۳۴۵ به اهواز رفتم در همان سال تاج اهواز بسیار تمایل داشت که به آن باشگاه بروم ولی خب، من یک شاهینی بودم پس به شاهین رفتم و آن ها هم در اهواز به استقبالم آمدند و با آغوش باز، از من استقبال نمودند.

دوران ابتدایی فوتبال

ایرج سلیمانی از پرورش یافتگان مکتب شاهین (شهباز) بود که شوت هایی سرکش و تماشایی داشت و او را به عنوان نورافکن پنجم ورزشگاه اهواز می شناختند. قبل از پیوستن به پرسپولیس در فاخری، شهباز اهواز و پاس کرمانشاه بازی کرده بود. خودش در مورد روزهای حضورش در منتخب اهواز، می گوید:

مربی تیم خوزستان داوود نصیری اولین بار در فروردین 1346 مرا به داخل زمین فرستاد بازی برای تیم منتخب اهواز برای من حکم سکوی پرتاب را داشت. در ادامه، سال 1347 بعنوان کاپیتان تیم خوزستان در مسابقات قهرمانی ایران که در کرمان برگزار می شد شرکت کردم.

دوران فوتبال

در دوران حضور در شاهین، ایرج به 18 سالگی می رسد و باید عازم خدمت سربازی شود. اولین روزی که سلیمانی به پادگان محل خدمت  می رود تا خود را معرفی کند،  پس از بازگشت به هتل می فهمد همایون بهزادی و خزامی پور برایش یادداشتی گذاشته و از او خواسته اند فردا در اداره امور استخدامی کشور آن ها را ملاقات کند. وقتی زنده یاد سلیمانی به آنجا می رود، با دکتر امیر مسعود برومند (ملی پوش سابق و کاپیتان باشگاه شاهین در دهه ۳۰ و ۴۰ ) مواجه می شود. خودش این طور می گوید:

عجب رویایی! باور کردنی نبود. کاپیتان بزرگ شاهین را می دیدم و او با من دست داد و از من احوال پرسی کرد. از من خواستند همان روز عصر برای تمرین با باشگاه پیکان  به میدان انقلاب (۲۴ اسفند سابق) بروم و روبروی سینما کاپری (بهمن امروزی) منتظرشان باشم. سر ساعت چهار آمدند و مرا به هنریک سرکیسیان، کاظم رحیمی و هادی طاووسی معرفی کردند. آن روزها، اولین بار بود که بچه ها در پیکان جمع می شدند. یادم است علی پروین نیز تازه به تمرینات آمده بود و آلن راجرز نیز سرمربی تیم بود و تمرین بسیار محکم و جانداری انجام دادیم. باورم نمی شد کنار جمعی از بهترینه ای ایران و تیم ملی تمرین می کردم.

از پادگان عباس آباد به کرج اعزام شدم و عضو سپاه ترویج و آبادانی بودم ، ولی از سوی دیگر، بچه های اهواز مرتب برایم نامه می نوشتند و با خواهش و تمنا می خواستند که به شهرو دیار خود برگردم. با این حال، الان که به گذشته نگاه می کنم، می بینم آن روزها  احساساتی شدم و بدین سبب بود که  دست از حضور در پیکان برداشتم.

ایرج بالاخره در در سال ۱۳۵۰ به تیم فوتبال پرسپولیس تهران پیوست و سه ‌بار با این تیم قهرمان باشگاه های ایران شد. وی در طول چهار سال فعالیتش در پرسپولیس ۱۱۵ بازی برای این تیم انجام داده ۱۲ گل هم ثبت کرده است. دو گل از ۶ گل دربی معروف تهران به نام این بازیکن ثبت شده ‌است.

اتفاق برجسته دوران فوتبال

ایرج سلیمانی دروازه تیم ناسیونال اروگوئه، قهرمان جام بین قاره ای را در دیدار دوستانه در تهران گشوده است. علاوه بر این، در جریان تساوی یک بر یک برابر چلسی هم گلزنی کرده است.

زندگی شخصی

پدرش کارمند شرکت نفت و از علاقمندان فوتبال بود که همیشه حواسش به استعداد پسرش بود و خودش شخصا به امورات او رسیدگی می کرد. خودش در این خصوص، این طور تعریف می کند که:

در کتابچه خاطرات من یک موضوع دیگر نیز خودنمایی می کند. بزرگترین مشوق من در فوتبال پدر و مادرم بودند اگر بگویم از معدود بازیکنانی هستم که در آن روزها با کفش واکس خورده و لباش اتوکشیده وارد میدان می شدم، حرف اشتباهی نزده ام. پدر مرا با ماشین به سر تمرین می برد و خودش تا پایان کار تمرینم را تماشا می کرد و سپس مرا به خانه می آورد تا خسته نشوم. او هوادار پرو پا قرص فوتبال بود و من هم تنها فرزند او بودم و می خواست برایم سنگ تمام بگذارد.  

دانستنی های جالب

ایرج پس از دریافت دفترچه اعزام در می فهمد که باید برای گذران دوران آموزشی راهی تهران شود. در همان روزها، تیمسار خسروانی بنیانگذار موسسه تاج و مدیر عامل وقت باشگاه زنده یاد رسول مدد نوعی را مامور می کند تا به اهواز بیاید و برای انتقال ایرج به تاج اقدام نماید. عجیب آنکه گروهی از دوستان اهوازی او که از ماجرا با خبر می شوند قصد آزار و اذیت رسول مدد نوعی (مرد شریف و بزرگ فوتبال ایران و تبریز) را می کنند. علاقه آنها به کاپیتان تیمشان باعث شده بود چنین تصمیمی بگیرند، اما ایرج بشدت با این عمل مخالفت می کند و با روی باز به استقبال آقا رسول می رود و جالب آنکه با هم به اتفاق سوار یک قطار شده و به تهران می آیند؛ البته ایرج می بایست برای معرفی خود به پادگان عباس آباد به تهران می آمد .در راه آقا رسول مدد نوعی بارها از مزایای پیوستن به تاج برای او تعریف می کند، ولی  با همه تلاشهایی که صورت می دهد، جوان متعصب، تنها به عرق باشگاهیش فکر می کرد و بس و دست رد به سینه استقلال می زند.

نقل قول های جالب

گرمایی که ما در زیر تیغ آن می دویدیم به پنجاه درجه می رسید و ما همچنان مست بازی بودیم. گرمای سوزان افتاب جنوب برابر شعله های درونی جوانان هیچ جلوه ای نداشت اما حالا بازیکنان عار دارند حتی ساک لباسشان را حمل کنند!

افتخارات و دستاوردها

  • قهرمانی باشگاه های ایران با پرسپولیس: 1350، 1352، 1353
  • نایب قهرمان باشگاه های ایران با پرسپولیس: 1353
  • مقام سوم ایران با شهباز: 1355

بعد از فوتبال چه می کرد؟

برای ایرج، مرز میان بازی کردن و مربیگری هیچ وقت مشخص نبود. او در شرایطی  بر نیمکت شهباز نشست که سال قبل، از عوامل اصلی قهرمانی پرسپولیس به حساب می رود و حداقل چند سال دیگر می توانست در بالاترین سطح فوتبال ایران، توپ بزند. با این حال، در چهارمین دوره ی جام تخت جمشید، او علاوه بر آنکه هافبک چپ شهباز بود، دستیار آلن راجرز و سپس ناظم گنجاپور شد و سال بعد با آویختن کفش ها در سی سالگی، به عنوان سرمربی بر نیمکت باشگاه محبوب و پرستاره باشگاه شاهین (شهباز) نشست، ولی مصدومیت ها و محرومیت های نابهنگام چند ستاره ی شهباز، آنها را از صدر جدول  دور کرد .

پس از انقلاب اسلامی، ایرج سلیمانی، ابتدا مدتی از فوتبال دور شد و سپس تابستان ۱۳۵۸ هدایت تیم منتخب لرستان را در رقابت های استانی قهرمانی ایران در دست گرفت و موفق شد با تعدادی جوان مستعد و آینده دار، تیمش را به جایگاه سوم ایران برساند.

سلیمانی از تحصیل کرده های فوتبالی بود و به عنوان دبیر آموزش و پرورش و استاد یار دانشگاه فعالیت می کرد. او همچنین در سال 1362 مربی‌گری تیم ملی زیر ۲۳ سال را بر عهده داشته ‌است.

مرگ

سلیمانی در 8 اسفند 1387 و در 62 سالگی در حالی که در کرج زندگی می کرد از دنیا رفت. پيكرش در جوار بقعه متبركه امامزاده طاهر (ع) كرج در خاک قرار گرفته است. او که از مدتی ا قبل از آن، دچار نارسايی کليه بود، پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با اين بيماری خسته کننده، ناگهان بر اثر سکته‌ مغزی، دیار فانی را وداع گفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *